در سال تولید ملی به جای تاسف باید کاری کرد؛

در ایران بیش از ۶۰۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی در ۱۶ استان کشور هر ساله به کشت انواع برنج اختصاص می یابد که براساس برخی آمارها، میزان برداشت در این سطح، به بیش از ۳ میلیون تن شلتوک و حدود ۲ میلیون تن برنج سفید می رسد و این در حالی است که میزان مصرف برنج سالیانه کشور 2 تا 3 میلیون تن برآورد می شود

برنج از مهم‌ترین غلات و اقلام غذایی جهان است. نیمی از جمعیت جهان، به برنج به عنوان یک غذای اصلی وابسته هستند. هم‌اکنون «ده‌ها هزار نوع برنج» در جهان وجود دارد، اما این‌ها در دو زیرگونه کلی جای می‌گیرند. دو زیرگونه اصلی شامل برنج «جاپونیکا» با نام علمی Oryza sativa japonica و برنج «ایندیکا» با نام علمی sativa indica می‌شوند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اعتدال ، برنج در برخی از مناطق کشورهای آسیایی، کشت غالب به شمار می رود؛ به طوری که سال هاست در این کشورها برنج رتبه اول تولید محصولات کشاورزی را به خود اختصاص داده است.
بیش از ۳۰ درصد کشاورزان جنوب تایلند و فیلیپین، ۲۰ درصد از کشاورزان اروگوئه، ۱۵ درصد از کشاورزان پاکستانی و هندی و حدود ۱۱ درصد از کشاورزان ایرانی را شالی کاران تشکیل می دهند به همین دلیل اقتصاد برنج در سبد تجارت جهانی جایگاه ویژه ای دارد.
اما در ایران، همانند هر محصول پرتولید دیگری مبحث ضایعات برنج همواره در کشاورزی و شالیکاری مطرح بوده ولی به دلیل این که ضایعات برنج که عمدتا به شکل خرده به وجود می آید، موارد مصرف داشته، همیشه این گونه به نظر می رسیده است که برنج کمترین ضایعات دورریختنی را دارد.
اما واقعیت این است که در خوشبینانه ترین حالت حدود ۱۰ درصد از برنج تولیدی در فرآیند تولید، انبارداری و مصرف از چرخه مصرف خارج می شود و از این نظر اقتصاد کشاورزی کشور دچار ضرر و زیان می شود و گویا تازه متولی اصلی کشاورزی کشور قصد دارد که این ضایعات را به حداقل برساند.
هرچند برخی معتقدند که «برنج» از رنج گرفته شده است؛ اما به دلیل نقش مهم آن در سبد غذایی بسیاری از مردم جهان، بی تردید نام آن مترادف با زندگی است.
هم اکنون براساس آمار برنامه جهانی غذا وابسته به سازمان ملل (WFP) بیش از یک میلیارد نفر در جهان در فقر و گرسنگی به سر می برند و این در حالی است که ۵۰ درصد آن ها در مناطق برنج خیز دنیا زندگی می کنند.
۶۰ تا ۷۰ درصد کالری مورد نیاز حدود ۲ میلیارد نفر در آسیا با مصرف برنج تامین می شود و از سوی دیگر ۵/۴ درصد برنج تولیدی جهان توسط زارعین خرده پا و با روش های ابتدایی به دست می آید.
میزان تولید برنج در جهان سالانه به ۴۰۰ میلیون تن می رسد که حدود ۹۰ درصد آن در کشورهای آسیایی تولید و مصرف می شود.
برنج مهم ترین منبع غذایی بیش از نیمی از مردم جهان است و از نگاه امنیت غذایی در سطح جهانی و ملی پس از گندم، از آن به عنوان مهم ترین محصول راهبردی یاد می شود.
بررسی ها موید آن است که حداقل یک وعده غذایی مردم ایران را برنج تشکیل می دهد.
از تیپ‌ها ایرانی می‌توان به گرده.دابو.طارم، چرام1، چرام2.صدری( شامل انواع دم سیاه، دم زرد و دم سرخ)، بینام، علی-کاظمی، چمپا و..... اشاره کرد از تیپهای اصلاح نژاد شده و پرمحصول می توان از سفیدرود و خزر نام برد.
استان مازندران رتبه اول(۹۳۸۷۳۲٫۱۹) و گیلان(۷۴۱۲۴۱٫۹ )، گلستان(۲۲۹۴۵۴٫۹۹)، فارس(۲۲۶۲۹۶٫۷۲ )و خوزستان(۲۱۹۸۰۹٫۱۵) در رتبه‌های بعدی از نظر میزان تولید قرار دارند. در سال ۱۳۸۵، ۶۲۰٫۰۰۰ هکتار سطح زیر کشت برنج بوده و ۲۶۱۲۱۷۴٫۳۴ تن شلتوک برنج تولید شده‌است. در شمال کشور برنج های مازندران محصولات بهتری را می دهد. در استان گیلان برنج مرغوب و در استانهای دیگر برنج پرمحصول کاشت می‌شود.برنج پس از گندم، مهم ترین محصول کشاورزی است؛ این ماده غذایی به همراه حبوبات، منبع اصلی تامین نیازهای نشاسته ای بدن است و در مقابله با دیگر منابع نشاسته ای تغذیه ای، قیمت پایین تری دارد.براساس گزارش های منتشر شده، در ایران بیش از ۶۰۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی در ۱۶ استان کشور هر ساله به کشت انواع برنج اختصاص می یابد که براساس برخی آمارها، میزان برداشت در این سطح، به بیش از ۳ میلیون تن شلتوک و حدود ۲ میلیون تن برنج سفید می رسد و این در حالی است که میزان مصرف برنج سالیانه کشور 2 تا 3 میلیون تن برآورد می شود.
استان های گیلان، مازندران و گلستان مهم ترین قطب تولید برنج کشور محسوب می شوند که سهم گیلان سالانه حدود 700 هزار تن محاسبه شده است.
در این بین اما برای کاهش ضایعات برنج تجهیز واحدهای شالی کوبی تنها بخشی از موضوع است و از مجموع ۵ درصدی که اعلام شده، تنها یک درصد مربوط به تجهیزات و مکانیزاسیون تولید برنج است و برای رسیدن به کاهش ضایعات مواردی را هم باید پیش از تولید و پس از توزیع مدنظر داشته باشیم تا به کاهش میزان ضایعات دست پیدا کنیم.
البته بخشی از ضایعات مربوط به شیوه کاشت است. در حال حاضر شالی کارها یک کار کاملا سنتی انجام می دهند که هیچ تناسبی با تولید برنج در جهان ندارد. فاصله مناسب کاشت نشا، زمان مناسب کاشت، واریته مرغوب و بسیاری دیگر از فاکتورهای کشت در ایران کم تر رعایت می شود و در این بخش موجب هدررفت نهاده های زیربنایی نظیر آب و خاک می شویم.
علاوه بر آن در جریان «داشت» هم فاکتورهایی را رعایت نمی کنیم که این وضعیت خود موجب افت قبل از برداشت می شود و یک عامل منفی در تولید است.
همچنین «برداشت» هم در ایران به گونه ای است که بخشی از تولید را (قبل از رسیدن به کارخانجات شالی کوبی) به زمین بازمی گرداند و تلف می کند این میزان اگرچه رقم کوچکی است اما در برابر مقیاس سطح زیرکشت، رقم بسیار زیادی می شود.
از سوی دیگر پس از تولید هم ضایعاتی را شاهد هستیم که می شود آن را کنترل کرد؛ از جمله می توان به شیوه شالی کوبی در کشور اشاره کرد که مدیرکل حمایت از صنایع تبدیلی از آن خبر داده است. اما مراحل دیگری هم پس از تولید وجود دارد که ضایعات را به دنبال دارد؛ از جمله حمل و نقل، سورت (طبقه بندی) برنج و فرهنگ مصرف در کشور که به عقیده من بخش اعظم ضایعات برنج در این مرحله رخ می دهد. کافی است نگاهی به ضایعات رستوران ها بیندازید تا عمق فاجعه را مشاهده کنید که برای این وضعیت هم باید چاره اندیشی شود.
یک کارشناس موسسه تحقیقات برنج نیز ، ارقام جالب توجهی از وضعیت تولید برنج را در اختیار ما می گذارد: در فرآیند تولید برنج سفید حدود ۲۵ درصد برنج شکسته ایجاد می شود که ۳ تا ۴ درصد آن طبیعی است و علت آن تغییرات فیزیولوژیک و زیرپوسته ای برنج است که شالی دچار شکستگی می شود، ۳ تا ۴ درصد هم بر اثر فشار پوسته به دانه برنج حاصل می شود که این درصد در مواردی که خشک کردن برنج ناقص صورت بگیرد، بالا می رود و حدود ۱۷ تا ۲۰ درصد هم در فرآیندهای بعدی تولید برنج سفید به خرده تبدیل می شود و در مجموع حدود ۲۵ درصد یعنی یک چهارم تولید، برنج شکسته تولید می شود که این رقم در کشورهای آسیایی کم تر از ۱۰ درصد و در کشورهای توسعه یافته که تولید برنج دارند کم تر از ۷ درصد است.
شهرام اسدی دلیل این وضعیت را هم تشریح می کند: در ایران حدود ۵ هزار کارخانه شالی کوبی با ظرفیت های مختلف وجود دارد که با کمال تاسف اغلب کارشناسان و کارگران آن دوره های فنی کار با ماشین آلات و دستگاه های این کارخانه ها را ندیده اند و یا اگر دوره ای را سپری کرده اند بسیار مختصر و کوتاه بوده است.
ضمن این که بسیاری از ماشین آلات ارزان که از فیلیپین، کره و چین وارد شده علاوه بر این که فرسوده و از رده خارج است، تنها مناسب همان کشورهاست و برای شرایط محیطی و وضعیت تولیدی کشورمان نامناسب است؛ لذا ضایعات در این کارخانه ها بیداد می کند.
وی بخشی از ضایعات را ناشی از سوء مدیریت ها در بازرگانی داخلی و خارجی برنج می داند و ادامه می دهد: سیاست های بازرگانی در صادرات، واردات و بازرگانی برنج در سطح داخل موجب شده که برنج دچار افت کیفیت شود و ضایعاتی را به دنبال داشته باشد. به طور مثال وقتی که برنج در استان های شمالی تولید می شود ناگهان اجازه واردات داده می شود و به بهانه کنترل قیمت، برنج خارجی همانند سیل بازارهای داخلی را پر می کند و نتیجه آن ذخیره برنج داخلی در انبارهای غیراستاندارد است که به شدت بر کیفیت برنج تاثیر منفی دارد و در زمان عرضه به بازار و مصرف به دلیل پایین آمدن کیفیت، ضایعات بیشتری را به دنبال دارد.
در هر رو اکنون که پرداختن به کاهش ضایعات برنج به صورت جدی پی گیری می شود انتظار کشاورزان و کارشناسان از وزارت جهاد کشاورزی این است که به این مبحث مهم از دیدگاه کارشناسی نگریسته شود و اقدامات صورت گرفته در این راستا را با نظرات فنی درآمیزند تا در سال  تولید ملی ، 
حمایت از کار و سرمایه ایرانی به هدف نهایی که کمک به اقتصاد ملی و کشاورزی است جامه عمل پوشانده شود.